به گزارش خبرنگار سراج24، بازه زمانی 1380-1390 اوج و دوران طلایی سیاست ورزی اصولگرایان بود؛ آنان مجلس هفتم را در دست داشتند، شورای شهر تهران را به دست گرفتند، انتخابات ریاستجمهوری نهم، مجلس هشتم، شورای شهر سوم، ریاستجمهوری دهم و مجلس نهم خاکریزهایی بودند که یکی پس از دیگری توسط آنان فتح شد. همین پیروزی های پی در پی آنان را به ورطهای انداخت که تصورش را نه خودشان و نه رقیب دیرینهشان (اصلاحطلبان) نمی کردند.
ماجرا به انتخابات مجلس نهم بازمیگردد که به ناگاه در چند ماه به برگزاری انتخابات مجلس،در صحن خانه ملت، برخی نمایندگان از تشکیل جریان جدیدی در دل اصولگریان خبر دادند و کمی بعد هم در ششم مرداد مجموعهای تحت عنوان «جبهه پایداری انقلاب اسلامی» اعلام موجودیت کرد. این جبهه تاکید داشت که در حوزه سیاست باید از دل اصولگریان کسانی بر صندلی قدرت تکیه بزنند که "بصیرت" داشته باشند. اشاره آنان نیز به فتنه سال 88 بود. آنان بخشی از اصولگریان را دارای خطا در فتنه میدانستند و بر همین اساس نیز حاضر نشدند در انتخاب مجلس نهم با طیفهای دیگر، که به اعتقاد آنان ساکتیتن فتنه در آن حضور داشتند، متحد شوند.« وحدت اصولگرایان برای انتخابات مجلس نهم باید به شکلی تحقق یابد که بدنه جریان اصولگرایی یعنی مردمی که قرار است به نیروهای اصولگرا رای دهند نیز به وحدت برسند!»
اظهار نظرهای مشابه از این دست، اصولگرایان را به وحدت نرساند و انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی با چند لیست متفاوت اصولگرایان برگزار شد. وجود چهرههای شاخص در این لیستها و عدم وحدت، باعث شد که در دور اول در تهران تنها چند نفر به مجلس راه پیدا کنند و انتخابات به دور دوم کشیده شد. هر چند این انتخابات هم با پیروزی اصولگرایان به پایان رسید اما سنگ بنای چند دستگی گذاشته شد و کم کم این انشعاب به اصولگرایان آسیب زد.
اوج آسیب به اصولگرایان را میتوان در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم یافت. در آن زمان اصولگرایان بدون توجه به اصلاح طلبان، دوباره ساز چند دستی شان را کوک کردند. در یک طرف قالیباف،ولایتی و حدادعادل ائتلاف سه گانه پیشرفت را به راه انداختند. جبهه پایداری در ابتدا لنکرانی را به میدان آورد و بعد بر روی جلیلی تمرکز کرد. محسن رضایی مستقل به میدان آمد. در آن سوی میدان از اصلاحطلبان تنها محمدرضا عارف بود. حسن روحانی نیز که گرایشات اصلاحطلبی داشت در صحنه حضور داشت. در آن دوران اصولگریان چنان به جان هم افتاده بودند که باور آن غیر قابل تصور بود. در نهایت نیز اصلاحطلبان در چرخشی عاقلانه و با علم به رای کم عارف، او را مجبور کردند که پا از میدان برون گذارد و حسن روحانی کاندیدای اصلاح طلبان شد و در رقابت با اصلگرایان چند پاره، پیروز میدان شد.
صبح فردای انتخابات که وزارت کشور مرحله به مرحله آرا را اعلام می کرد، اصولگریان بیشتر به فکر میرفتند که چرا وحدت نکردند؟ چرا ائتلاف سه گانه به تعهدات و میثاق نامهشان عمل نکردند و هزاران چرای دیگر
اما این چراهای پس از شکست برای آنان هیچ فایدهای نداشت و آنان را به سر منزل مقصود نمیرساند. اصولگرایان شکست خورده از آن روز تا به امروز تنها نظارهگر بودند و تنها از آخرین سنگر اصولگرایان که مجلس شورای اسلامی است، گاه گاهی برخی اقدامات دولت را به تیغ نقد میکشند.
به هر روی برخی تغییر و تحولات نشان میدهد که اصولگرایان به وحدت نزدیک تر شده و لزوم این مساله را درک کردهاند. اولین مصداق آن را میتوان در جریان انتخاب شهردار تهران جست. برخی اصولگرایانی که حاضر نبودند از قالیباف در انتخابات ریاستجمهوری حمایت کنند، در شهردار شدن وی نقش ایفا کردند و از او حمایت کردند. پس از آن در انتخابات ریاست شورای شهر تهران نیز عملکرد خوبی داشتند و مهدی چمران را به ریاست شورای شهر تهران بازگرداندند.
اصولگرایان امروز به خود آمده اند و سخن از وحدت میگویند. این روزها خبرها از برگزاری همایش سراسری وحدت اصولگرایان با سخنرانی حضرت آیت الله مصباح یزدی حکایت دارد. اصولگریان دیگر متوجه شدهاند که باید به وحدت برسند و با تجربه گذشتگان و فعالیت جوانان، مجلس دهم را به دست بگیرند. بی شک رقابت دولت، اصلاح طلبان و اصولگریان در انتخابات آتی بسیار حائز اهمیت است و وزن هر یک از این سه جریان را مشخص خواهد کرد. این احتمال نیز هست که رئیسجمهور بعدی نیز از دل جریان پیروز انخابات مجلس دهم بیرون بیاید.
هر چند که امروز آیت الله مهدویکنی به علت مشکلات جسمانی چند ماهی است بر تخت بیمارستان خوابیده و مرحوم عسگراولای نیز دار فانی را وداع گفته است و اصولگرایان دو رکن اساسی همسوشان را در دسترس ندارند ولیکن آنان اگر میخواهند پی در پی خاکریزها را به اصلاحطلبان جریان فتنه واگذار نکنند، باید به وحدت جامع و غیرشکنندهای برسند و مانع از تشتت دوباره اعضایشان بشوند و الا این مسیر ادامه خواهد داشت و در آینده جز یک تابوت خالی، از اصولگریان چیزی باقی نخواهد ماند.
انتهای پیام/



